جستجو
آمار سایت
افراد آنلاین:
68 نفر
بازدید امروز:
75 نفر
بازدید دیروز:
64 نفر
بازدید کل:
127202 نفر
مرور گر:
Unknown

محمد ابراهیم همتی

نام: محمدابراهيم

نام خانوادگي: همتي

فرزند: عباسعلي

تاريخ تولد: 1329/1/14

محل تولد: سمنان

تاريخ استخدام:1348/7/1

تاريخ شهادت:1359/9/7

محل شهادت: آبهای نیلگون خلیج فارس

نوع شهادت: اصابت موشك به ناوچه پيكان

مسئوليت هنگام شهادت: فرمانده ناوچه پيكان

درجه : امیر دریادار

 يگان خدمتي: ناوچه پيكان

 هفتم آذر روزی است که در آن پرسنل شجاع ناوچه همیشه قهرمان پیکان، با هدایت فرمانده این ناوچه، شهید “محمدابراهیم همتی” عملیاتی جاودانه را به ثبت رساندند و این روز را به عنوان روز نیروی دریایی ثبت کردند.

به گزارش حیات، در این روز قهرمانان ناوچه پیکان با مقاومتی مثال زدنی گوشه های از رشادت، ایمان و اتکای به خدا را در مقابله با دشمن تا بن دندان مسلح نشان دادند و نام خود را برای همیشه در تاریج و قلب و جان ملت ایران جاودانه ساختند.

سمنان گرچه خطه ای کویری است اما در دوران دفاع مقدس دریا دلی را تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی کرد که نامش در تاریخ جاودانه شد. این دریادل در عملیاتی به شهادت رسید که در تاریخ نیروی دریایی ایران ماندگار شد و روز شهادت وی و همرزمانش به عنوان روز نیروی دریایی نام گرفت. دریادار شهید “محمدابراهیم همتی” با ناوچه پیکان در روز هفتم آذر ۵۹ به پشتیبانی جنگنده های نیروی هوایی با وارد شدن به جنگی تمام عیار، دو فروند ناوچه “اوزا” ی عراق را به قعر آبهای نیلگون خلیج فارس فرستاد شهید محمد ابراهیم همتی فرزندی از خانواده شش فرزندی بود که در اسفندماه ۱۳۲۹ در شهر سمنان متولد شد وی به همراه خانواده، پس از گذشت شش سال از تولدش به تهران مهاجرت کرد دوران تحصیل را در این شهر گذراند و با اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان رودکی با وجود قبولی در رشته مهندسی دانشگاه تهران به دلیل علاقه ای که به دریا داشت نیروی دریایی را برگزید و برای گذراندن دوره های ناوبری و  فرماندهی کشتی به آلمان اعزام شد و در بین دانشجویان ۷۰ کشور جهان رتبه اول را به خود اختصاص داد و به ایران بازگشت

دریادار همتی برای تکمیل مهارتها و تخصص های دریانوردی پس از آلمان، مجددا به کشورهای سوئد و فرانسه اعزام شد و تا سال ۱۳۵۷ در آنجا تحصیل کرد و پس از اتمام دوره های تخصصی در بازگشت به ایران در منطقه دوم دریایی بوشهر مشغول خدمت شد

دست سرنوشت به گونه ای باور نکردنی شهید محمد ابراهیم همتی را به ناوچه پیکان پیوند زد چرا که همزمان با تحصیل در فرانسه، ناوچه پیکان به سفارش ایران در این کشور ساخته شد و این شهید بزرگوار با همین ناوچه به ایران بازگشت و تا روز شهادت در سمت فرمانده ناوچه پیکان بود و در این ناوچه خدمت کرد همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ شهید همتی در مرخصی و در تهران به سر می برد و پس از اطلاع از تجاوز نیروهای عراقی به میهن اسلامی،‌ بلافاصله برای تهیه بلیط و عزیمت به بوشهر عازم فرودگاه شد اما به دلیل بمباران فرودگاه و لغو پروازها از طریق هوا نتوانست عازم محل ماموریت شود. وی آرام و قرار نداشت و با اصرار بیش از حد، شبانه و با اتوبوس به شیراز رفت و از آنجا با خودروی سواری خود را به بوشهر رساند. ناوچه تحت فرماندهی دریادار محمد ابراهیم همتی دو ماه بعد در هفتم آذر ۵۹ در عملیات مروارید، هدف موشک قرار گرفت و در آبهای نیلگون خلیج فارس آرام گرفت ناوچه پیکان در این عملیات با به آتش کشیدن اسکله های نفتی “البکر” و “الامیه” مانع از صادرات نفت عراق از طریق خلیج فارس و دریای عمان شد اما پس از این عملیات، ناوچه پیکان در مسیر بازگشت هدف موشک قرار گرفت و پیکان نامی ماندگار در تاریح نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شد در نبرد سخت دریایی هفتم آذر ۵۹ به سرفرماندهی ناوچه سرافزار پیکان، دو فروند ناوچه موشک انداز از نوع “اوزا” و ۱۳ فروند از هواپیماهای جنگنده ارتش بعثی عراق به قعر آب های خلیج همیشه فارس فرستاده شد و تعدادی از تکاوران دریایی عراق کشته شدند و تعدادی نیز به اسارت درآمدند

پایانه های “البکر” و “الامیه” از بزرگترین مراکز صدور نفت عراق است که در شمال خلیج فارس، در دهانه خور عبدالله، نزدیک جزیره بوبیان کشور کویت قرار گرفته که از شاهرگ های حیات اقتصادی عراق از طریق دریا محسوب می شدند

 عمليات مروارید

 

در سپيده دم هفتم آذرماه 1359، قهرمانان نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، طي عملياتي موسوم به «مرواريد» درس تلخي به مزدوران دريايي عراق دادند به طوري كه در لحظات اوليه اين عمليات متهورانه دريايي، سلحشوران اين نيرو توانستند هفت ناوچه مدرن و اژدرافكن عراق موسوم به «اوزا» را در حوالي سكوهاي نفتي البكر و الاميه كه جنبه اقتصادى و بسيار مهمي براى دولت عراق داشت، به قعر دريا بفرستند.

در ادامه اين عمليات، چند فروند ديگر از ناوها و قايق‌هاي دشمن، توسط ناوچه هميشه قهرمان «پيكان» نابود شد و تعدادي از هلي كوپترهاي دشمن نيز كه از ناوهاي عراق پشتيباني مي‌كردند، ساقط و چندين فروند از هواپيماهاي دشمن نيز توسط تيزپروازان نيروي هوايي و ناوچه قهرمان پيكان سرنگون شد و بسياري از نفرات دشمن كه بر روي ناوها و ناوچه‌هاي جنگي خود مستقر بودند به هلاكت رسيدند و بسياري نيز خود را تسليم نيروهاي ايراني كردند و سكوهاي نفتي البكر و الاميه به دست نيروي دريايي ايران افتاد.

قهرمانان ناوچه هميشه جاودان پيكان همچنين در حوالى محل اصلى درگيرى، توانستند دو فروند هلى‌كوپتر و يك فروند از هواپيماهاى ميگ عراقى را در دريا سرنگون كند.

در ادامه اين عمليات نيروهاى ايراني به آخرين منطقه شمال خليج فارس يعنى خور عبدالله در سواحل و مرز دريايى عراق هجوم بردند و بيش از 90 درصد از يگان‌ها ونيروهاى پشتيبانى كننده ناوگان درگير دريايى عراق را منهدم كنند.

سرانجام پس از ساعت‌ها نبرد بي‌‌امان، هنگام ظهر، در حالي كه دلاور مردان نيروي دريايي، آخرين گلوله‌هاي خود را به سوي دشمن نشانه مي‌رفتند، ناوچه پيكان مورد اصابت چند موشك قرار گرفت و با پرسنل شجاع خود در شمال خليج فارس، در دل آب‌هاي گرم و نيلگون آن جاي گرفت و بدين وسيله صفحه زرين ديگري بر تاريخ نبردهاي دريايي كشور افزوده شد و نتيجه اين مصاف، انهدام بزرگ‌ترين پايانه‌هاي صدور نفت منطقه و از كار انداختن بيش از 50% از توان رزمي نيروي دريايي عراق، همراه با از دست دادن چند فروند ناوچه و هواپيما بود.

نتيجه اين نبرد آن‌چنان در روحيه افراد نيروي دريايي دشمن اثر گذاشت كه تا پايان جنگ حركت چندان مهمي در دريا از آن‌ها مشاهده نشد و در طول جنگ نيز فعاليت دريايي دشمن، با استفاده از هواپيماها و تجهيزات اهدايي از شرق و غرب، از جمله جنگنده‌هاي ميراژ، محدود به حمله ناجوانمردانه عليه هدف‌هاي غير نظامي و بي‌دفاع از جمله كشتي‌هاي تجاري و نفتكش‌ها شده بود.

در آن زمان، امام راحل(ره) درباره رزم سلحشوران جان بركف نيروى دريايى در هفتم آذر فرمودند: «... رويارويى نيروى دريايى ارتش با دشمن و آن همه افتخارات رزم، رشادت، شهامت و شهادت نشانه‌اى از اقتدار و اعتبار اين نيروى بزرگ و سرافراز است...»

قهرمانان سرفراز عمليات موفق و پيروز «مرواريد» در هفتم آذر سال 59 چنان ضربات مهلكى بر پيكره نيروى دريايى دشمن وارد كردند كه اميد فتح جبهه دريا را در مغز صدام حسين و سردمداران بعثى رژيم عراق به خاك سياه تبديل كردند.

  صدام حسين در روز 30 نوامبر (10 آذر 59) در جلسه اى با حضور فرماندهان جنگى در دفتر كارش به مسؤولان حمله كننده در بخش شمال خليج فارس گفته بود كه شنيدن خبر واقعه 7 آذر و عمليات مرواريد و كسب پيروزى قاطع ايرانى ها در اين عمليات، بدترين خبر در طول زندگى وى بوده است.

امام خمينى (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نيز، در وصيت نامه خويش بخشى از پيام خود را خطاب به نيروهاى مسلح به نيروى دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران اختصاص دادند و در اين باره چنين گفتند: «نيروى دريايى بحمدالله در آب‌هاى خليج فارس و مرزهاى آبى كشور در عرصه دفاع مقدس از كشور اسلامى مان چون نگينى درخشنده است و برعرشه كشتى افتخار و صلابت خود استوار ايستاده است...» و از اين رو بود كه بنا بر فرمان امام راحل(ره) در سال 59، روز هفتم آذر به نام «روز نيروى دريايى» لقب گرفت.

  پدر شهید :

 

 محمد ابراهیم اولین فرزند از 6 فرزند ما بود و در آخرین ماه زمستان سال 1329 در شهرستان به دنیا آمد .بعد از گذشت 6 سال از تولدش به تهران مهاجرت کردیم .او به مدرسه رفت و تا کسب دیپلم همیشه جزو بهترین شاگردان مدرسه بود .در سال 1348 بعد از اخذ دیپلم از دبیرستان رودکی با وجود اینکه در رشته مهندسی دانشگاه تهران قبول شده بود به دلیل علاقه ای که به دریا داشت ،نیروی در یایی را بر گزید و جهت طی دوره های ناوبری و فرماندهی کشتی به آلمان اعزام شد و در آنجا نیز در بین دانشجویان 70 کشور جهان ،رتبه اول را به خود اختصاص داد و به تهران باز گشت .

پس از بازگشت از آلمان جهت تکمیل مهارتها و تخصصهای دریا نوردی مجددا به کشور های سوئد و فرانسه اعزام شد و تا سال 1357 در آنجا به تحصیل مشغول بود .پس از اتمام دوره های تخصصی به ایران باز گشت و در منطقه دوم دریایی بوشهر مشغول به خدمت گردید .

دست سرنوشت به گو نه ای باور نکردنی شهیدهمتی را به ناوچه پیکان پیوند می زند چرا که همزمان با تحصیل در فرانسه ،ناوچه پیکان به سفارش ایران در این کشور ساخته می شود و شهید همتی با همین ناوچه به ایران باز می گردد ودرپیکان ناوچه مشغول خدمت می گردید .

بیش از دو سال از آمدنش به ایران می گذشت و او در بوشهر و بر روی ناوچه پیکان خدمت می کرد که جنگ آغاز شد .روز 31 شهریور سال 1359 که حمله نیروهای عراقی به کشور آغاز شد محمد ابراهیم در مرخصی به سر می برد و تهران بود. بعد از ظهر که به فرودگاه مهر آباد حمله شد ویورش نیروهای عراقی از طریق رادیو و تلوریون اعلام گردید ،بلافاصله برای تهیه بلیط هواپیما از خانه بیرون رفت اما چند ساعت بعد با نا راحتی به خانه بر گشت و گفت :به علت حمله به فرودگاهها تمام پرواز ها لغو شده و هیچگونه پروازی صورت نمی گیرد .

آرام و قرار نداشت و اصرار داشت که شبانه به سوی بوشهر حرکت کند چرا که می گفت :در بوشهر به کمک او نیاز دارند ،بلافاصله همان شب لباس هایش را جمع کرد و با اتوبوس به شیراز رفت و از آنجا با سواری خود را به بوشهر رساند .

سه ماه بعد در هفتم آذر سال 1359 در عملیات مروارید ناوچه اش هدف

مو شک قرار گرفت و او به همراه ناوچه پیکان در آبهای خلیج فارس ماوا گرفت .

 مادر شهید:

 

 محمد ابراهیم علاقه بسیاری به امام حسین (ع) داشت و از روز اول محرم همیشه لباس مشکی می پوشید و زمانی که کوچکتر بود و تنها 10 یا 12 سال داشت با دوستانش تکیه درست کرده و هیات راه می انداختند .

محمد ابراهیم خیلی کنجکاو بود و علاقه زیادی به تجربه کسب کردن و آزمایش کردن هر چیزی داشت و حتی با یک سری وسایل ابتدایی در زیر زمین منزل ،تاریک خانه عکاسی درست کرده بود و عکس هایی را هم می گرفت و خودش ظاهر می کرد و همیشه به جای حرف زدن عمل می کرد .

محبت جزءلاینفک اخلاق محمد ابراهیم بود و به همه احترام می گذاشت ،حتی برای کودکان 5- 6 ساله ،او لحظه ای از حال من و پدرش غافل نمی شد و با اینکه پس از استخدام در نیروی در یایی سالهای متمادی در کشور های آلمان و فرانسه دوره می دید و از خانه دور بود هفته ای یکی دو بار تماس

می گرفت و از احوال ما و خواهر و برادرانش می پرسید و سراغ دوستان و فامیل را می گرفت .

 مجتبی مسیحی همرزم شهید:

 

او فرماندهی لایق و جسور بود و در همان ماههای ابتدایی جنگ حجم بسیا ر با لایی از ماموریت های دریایی را به وسیله ناوچه پیکان به انجام می رساند ،اخلاق خیلی خوبی داشت و با پرسنل در مواقع ضروری مشورت می کرد .

یادم می آید عملیات مروارید به پایان رسیده بود و ما از اسکله های البکر و الامیه عراق دور می شدیم که شهید همتی مرا صدا زد تا بر روی عرشه بروم ،48 ساعت از آغاز عملیات گذشته بود و من چون افسر مخابرات و مسئول رادار ناوچه بودم در طول این 48 ساعت استراحت نکرده بودم .از من تشکر کرد و با دست بر روی شانه ام زد و بیشترین علت موفقیت ناوچه و عملیات را به من نسبت داد .در این حین ناگهان صدای فریاد بچه های ناوچه بلند شد که موشک به سمت ما می آید ،انتظار حمله را نداشتیم .شهید حفیظی که معاون شهید همتی بود به سمت سکان دوید و آن را به طور کامل به سمت چپ تکان داد اما متاسفانه موشک به قسمت انتهایی ناوچه اصابت کرد و من به داخل آب پرتاب شدم .زمانی که به خود آمدم ناوچه در حال غرق شدن است و هواپیماهای دشمن با شلیک خود به سمت ناوچه آن را مورد اصابت قرار داده بودند.

شهید همتی را در آخرین لحضات بر روی ناوچه که در حال غرق شدن بود دیدم اما هیچوقت پیکر محمد ابراهیم پیدا نشد و به مانند پیکان در قعر آبهای خلیج همیشه فارس ،ماوا گرفت .

 ناخدا دوم بازنشسته محمد خاكشوري:

 

 آن روز شهيد همتي فرمانده ناوچه پيكان روي اسكله مرا ديد، ما در فرانسه با ايشان همسفر بوديم و همديگر را خوب مي شناختيم، به من گفت امشب برويم، مأموريت ويژه اي هست. آن روز من رفتم كارها را سر و سامان دهم تا با ايشان راهي شوم كه توفيق نبود و نگهبان پيدا نكردم تا جايگزين كنم و به ناوچه پيكان نرسيدم. ولي دو شب بعد با ناوچه جوشن رفتيم تا عمليات را از ناوچه پيكان تحويل بگيريم.

 روز هفتم آذر ناوچه پيكان با عمليات «مرواريد» موفق شد دو سكوي مهم البكر و الاميه را فتح كند.

 ناخدا خاكشوري به اتفاقات مهم آن روز اشاره مي كند و اظهار مي دارد: ناوچه پيكان ساعت 12.30همان روز پس از فتح دو سكوي نفتي مهم عراق توسط هواپيماهاي عراقي مورد اصابت موشك قرار گرفت و در دريا غرق شد تعدادي از كاركنان با بالگردهاي خودي نجات يافتند.

 ناخدا محمد همتي كه از فرماندهان بسيار مقتدر، جسور و ورزيده بود، همراه با تعدادي از نيروهاي خودي در عمليات «مرواريد» به شهادت رسيدند.

 ناخدا خاكشوري از غيرتمندي كاركنان نيروي دريايي و اشتياق آنها براي دفاع از كشور خاطرات فراوان دارد و مي گويد: هيچكس منتظر امريه نبود همه براي رفتن از هم پيشي مي گرفتند، يعني مي خواهم به اين واقعيت اقرار كنم كه حتي نيروهاي نظامي هم با همان روحيه بسيجي براي دفاع از كشور از هم سبقت مي گرفتند.

 قدرت در دريا دست ما بود. ما بعد از هفت آذر به صورت شبانه روزي در واحدهاي شناور خود بوديم تا هر لحظه كه نياز باشد مأموريت خود را انجام دهيم. البته عراق ديگر نقشي نداشت و ما بيشتر براي جلوگيري از شيطنت هاي استكبار جهاني گشت زني مي كرديم. در عين حال كه قدرت دست ما بود استكبار جهاني با هواپيماهاي سوپر اتاندارد و سوپر جنرال صدام را تجهيز كردند تا بتوانند او را سر پا نگهدارند و علت مهم طولاني شدن جنگ هم كمكهاي همه جانبه كشورهاي ديگر به عراق بود و گرنه چنانچه خود عراق بود همان ماه اول شكست مي خورد و عقب نشيني مي كرد.

 در عمليات والفجر 4 و والفجر 8 كه به فتح بندر فاو منجر شد، نيروهاي دريايي وارد جبهه زميني شد و در ساحل توپ مستقر كرد تا از ساحل، دريا را هم تحت نظر داشته باشد.

 وي ادامه مي دهد: يادم هست وسعت عمليات والفجر 8 بسيار زياد بود هنگام عمليات دريا طوفاني نمي شد، نبرد دريايي در جنگ فقط نبرد با دشمن نيست، بلكه مشكلات ديگري مثل طوفان و غرق شدن و كوسه و... هم هست. در آن طوفان ناوچه ها 40 مايل از خارك دور شدند. بدون اينكه خودمان بخواهيم. اما با تمام اين موانع طبيعي و شيطنت هاي استكبار جهاني ما روحيه بالايي داشتيم كه همان روحيه باعث شد سالها مقاومت و صبر كنيم.